غضنفر و حيف نون رو بردن جهنم فرداش با لباس سياه و کثيف بر گشتن، پرسيدن چرا اين جور شدين؟ گفتن خدا وکيلى کار دو نفر نبود ولى خاموشش کرديم !!
غضنفر با زنش ميره پارک بلال بخورن،وقتي بلالي داشت اونا رو باد ميزد، يه کدوم از اونارو برداشت و به زنش گفت: ببين قدرت خدار و همين بلال زمان پيامبر اذان مي گفت!!
مناجات غضنفر : خدايا گناهانم را ناديده بگير همانگونه که دعاهايم را نشنيده مي گيري