عضويت در وبلاگ
منوي اصلي
صفحه نخست
پست الکترونيک
آرشيو مطالب
فهرست مطالب وبلاگ
پروفايل
موضوعات
جالب و ديدني
حيوانات
مداحي
کليپ تصويري
کليپ صوتي
بازي رايانه اي
تست هاي روانشناسي
تست هوش،معما،چيستان
سرگرمي
ضرب المثل
مطالب جالب و خواندني
سه بعدي
پوستر
طنز،خنده دار،باحال
تاريخي
منظره
عکس
بازي و نرم افزارموبايل
نرم افزارکاربردي
نرم افزارمذهبي
دانلود
تصاويرطنز
مطالب طنز
طنز
علمي
شعر
تاريخي
مذهبي
کتابخانه
اشعارنو
اشعارکلاسيک
اشعار
سرکاري
حکيمانه
مناسبتي
عاشقانه
اس ام اس
اضافات

طراح قالب

Template By: NazTarin.Com

تبليغات

اس ام اس حکيمانه دی ماه ۹۰

“شادی” ، پروانه ی است که هرچه تقلا کنی نمیتوانی آن را شکار کنی ، باید آرام باشی تا روی شانه ات بنشیند ، پس زندگیت سرشار از آرامش و شانه هایت پر از پروانه
.............................................................
وقتی گلدون خونمون شکست ، پدرم گفت : قسمت این بود ، مادرم گفت : هیف شد ، خواهرم گفت : قشنگ بود ، داداشم گفت : کاش دوتا داشتیم ، اما وقتی دل من شکست کسی به فکرش نبود
.............................................................
در برهوت بی کسی تنها تو همزاد منی / ای نازتر از خواب شبم ، همواره در یاد منی
.............................................................
خدایا ! من را در برابر بعضی از دوستانم محافظت کن
خودم از عهده تمام دشمنانم بر میآیم . . .
.............................................................
مرا اندکی دوست بدار ، اما طولانی !

بقيه در ادامه مطلب


ادامه مطلب
[+] نوشته شده توسط niksms در دوشنبه 28 آذر 1390 در ساعت 11:33 | ارسال نظر(0) |
اس ام اس عاشقانه دی ماه ۹۰

یاد ما خواه بکن خواه مکن ، مختاری / لیکن ای دوست بدان کنج دلم جا داری
...............................
با تو بر مرغان دریایی امیرم / بی تو در زندان تنهایی اسیرم / با تو در کاخ وفا ارباب عشقم / بی تو در کوه جفا سنگی حقیرم
.............................
اینجا آسمان صاف تا قسمتی به رنگ دوستی همراه با غبار فراق است ، توده ای سلام به سمت شما در حرکت است ، ضمنا احتمال بارش بوسه فراوان است
............................
بوی مهربانی میآید
کجا ایستاده ای ؟ در مسیر باد !؟
............................
مرا اندکی دوست بدار ، اما طولانی !

بقيه در ادامه مطلب


ادامه مطلب
[+] نوشته شده توسط niksms در دوشنبه 28 آذر 1390 در ساعت 11:22 | ارسال نظر(0) |
اس ام اس طنز دي90

از بنده خدا میپرسن قبله کدوم وره ؟ 
میگه : کجا رو بهت آدرس دادن ؟!
*************
وسعت عشق پسران چنان وسیع است که اگر عاشق دختری شوند ، عاشق دوستانش نیز میشوند !!
*************
حمید استیلی بعد از خونه نشین شدن :
پسر حمید استیلی : بابا برام توپ میخری ؟
حمید استیلی : نه بچه برو اعصاب ندارم !
پسر : نمیخری ؟
حمید استیلی : نه ! نه ! نه !
پسر حمید استیلی : علیییییییه دایی علیییییییه دایی !!

بقيه در ادامه مطلب


ادامه مطلب
[+] نوشته شده توسط niksms در دوشنبه 28 آذر 1390 در ساعت 10:58 | ارسال نظر(1) |
اس ام اس سرکاري دي90

هرکس به طریقی دل ما میشکند / ما هم به طریقی دلشان میشکنیم.
***********
واقعا که دستت درد نکنه! میخوام بهت زنگ بزنم تکلیف حرفی که پشت سرم زدی رو معلوم کنم حیف اون همه محبت. ستاد دلهره و اضطراب چندثانیه ای!

**********
چروک لبتیم بخند فنا شیم!

**********
گوشیت خرابه؟ هرچی زنگ میزنم میگه مشترک موردنظر خوشگله گرفتنش مشکله!
**********
سلام داداش
شمارتو دادم به خواهر یکی  از دوستام میخواد بهت زنگ بزنه ، طلاق گرفته احتیاج به هم صحبت داره  ، لطف کن باهاش حرف بزن بذار باهات درد و دل کنه من حسابی ازت تعریف کردم منو ضایع نکنی !!!
(ستاد ایجاد ذوق و روحیه کاذب در مردان !)

بقيه در ادامه مطلب


ادامه مطلب
[+] نوشته شده توسط niksms در دوشنبه 28 آذر 1390 در ساعت 10:51 | ارسال نظر(1) |
پيرزن زرنگ!!!

داستان پیرزن زرنگ
یک روز خانم مسنی بایک کیف پرازپول به یکی ازشعب بزرگترین بانک آمريکا مراجعه نمود و حسابی با موجودی 1 میلیون دلار افتتاح کرد.آن هم در اين دوره رکود!!! سپس به رئیس شعبه گفت به دلایلی مایل است شخصاً مدیر عامل آن بانک را ملاقات کند. و طبیعتاً به خاطر مبلغ هنگفتی که سپرده گذاری کرده بود، تقاضای او مورد پذیرش قرار گرفت. قرار ملاقاتی با مدیر عامل بانک برای آن خانم ترتیب داده شد.
پیرزن در روز تعیین شده به ساختمان مرکزی بانک رفت و به دفتر مدیر عامل راهنمائی شد. مدیر عامل به گرمی به او خوشامد گفت و دیری نگذشت که آن دو سرگرم گپ زدن پیرامون موضوعات متنوعی شدند. تا آنکه صحبت به حساب بانکی پیرزن رسید و مدیر عامل با کنجکاوی پرسید راستی این پول زیاد داستانش چیست آیا به تازگی به شما ارث رسیده است. زن در پاسخ گفت خیر، این پول را با پرداختن به سرگرمی مورد علاقه ام که همانا شرط بندی است، پس انداز کرده ام. پیرزن ادامه داد و از آنجائی که این کار برای من به عادت بدل شده است، مایلم از این فرصت استفاده کنم و شرط ببندم که شما شکم دارید!
مرد مدیر عامل که اندامی لاغر و نحیف داشت با شنیدن آن پیشنهاد بی اختیار به خنده افتاد و مشتاقانه پرسید مثلاً سر چه مقدار پول. زن پاسخ داد: بیست هزار دلار و اگر موافق هستید، من فردا ساعت ده صبح با وکیلم در دفتر شما حاضر خواهم شد تا در حضور او شرط بندی مان را رسمی کنیم و سپس ببینیم چه کسی برنده است. مرد مدیر عامل پذیرفت و از منشی خود خواست تا برای فردا ساعت ده صبح برنامه ای برایش نگذارد.
روزبعد درست سر ساعت ده صبح آن خانم به همراه مردی که ظاهراً وکیلش بود در محل دفتر مدیر عامل حضور یافت.
پیرزن بسیار محترمانه از مرد مدیر عامل درخواست کرد که درصورت امکان پیراهن و زیر پیراهن خود را از تن به در آورد.
مرد مدیر عامل که مشتاق بود ببیند سرانجام آن جریان به کجا ختم می شود، با لبخندی که بر لب داشت به درخواست پیرزن عمل کرد.
وکیل پیرزن با دیدن آن صحنه عصبانی و آشفته حال شد. مرد مدیر عامل که پریشانی او را دید، با تعجب از پیرزن علت را جویا شد.
پیرزن پاسخ داد: من با این مرد سر یکصد هزار دلار شرط بسته بودم که کاری خواهم کرد تا مدیر عامل بزرگترین بانک کانادا در پیش چشمان ما پیراهن و زیر پیراهن خود را از تن بیرون کند!

[+] نوشته شده توسط niksms در دوشنبه 28 آذر 1390 در ساعت 10:12 | ارسال نظر(1) |
قهرمانان داستانهاي قديمي در عصرديجيتال!!!

(قیصر )
پاشنه کتونی هایش را کشید. با خوشحالی وارد خانه شد و فریاد زد: داش فرمون! داش فرمون! فرمون گفت: چیه بابا مگه سر آوردی؟ قیصر با شوق و ذوق گفت: مژده بده داداش ، مژده بده. فرمون گفت: بنال دیگه. قیصر پقی زد زیر خنده و گفت: آبجی فاطی، یکی از پسرای آقا منصور اینا رو تور کرده. فرمون گفت: بگو آماشاءالله . قیصر گفت: آماشاءالله .
کفش های قدیمی اش سالهاست که توی جا کفشی خاک می خورند. در جا کفشی باز شد. کفش ها گفتند : قیصر کجایی که غیرتتو کشتن؟!

(چوپان دروغگو )
« چوپان دروغگو ، توبه کرد. او روزی سه بار پیاده به زیارت می رود. حتی تمام گوسفندانش را قربانی کرد و گوشتش را به فقرا بخشید. » این مطلب اس ام اس اول تمام گوشيها بود. روزبعد منتشرکننده اين مطلب به جرم نشر اکاذیب و تشویش اذهان عمومی، توقیف شد.او خودچوپان دروغگو بود.واز کار خودش نه تنها پشيمان نبود بلکه افتخارهم مي کرد.وديگران هم با سوت و کف و هورا تشويقش مي کردند.

(سفید برفی )
هفت کوتوله دور تابوت سفید برفی ، جمع شده بودند و زارزار گریه می کردند. شاهزاده با اسب سفیدش از راه رسید. خودش را الکی به گریه زد. به سفید برفی نزدیک شد. نزدیک، نزدیک تر، سرش را کنار صورت سفید برفی برد و در گوشش  گفت : «همان بهتر که مردی چون من به تازگی عاشق یک دختر خوشگل تر از تو شده ام، اگر زنده می ماندی ، نمی گذاشتی به عشقم برسم. » سفید برفی ناگهان از تابوت خود بلند شد، جیغ بلندی کشید و به شاهزاده گفت: مرتیکه بی چشم و رو. پدرتو در میارم، می خوای سر من هوو بیاری، هان؟

بقيه در ادامه مطلب


ادامه مطلب
[+] نوشته شده توسط niksms در دوشنبه 28 آذر 1390 در ساعت 09:58 | ارسال نظر(0) |
آیینها و رسوم اقوام مختلف ایرانی در شب يلدا

 

آداب شب یلدا در طول زمان تغییر نكرده و ایرانیان در این شب، باقیمانده میوه هایی را كه انبار كرده اند و خشكبار و تنقلات می خورند و دور هم گرد هیزم افروخته و بخاری روشن می نشینند تا سپیده دم بشارت شكست تاریكی و ظلمت و آمدن روشنایی و گرمی (در ایران باستان، از میان نرفتن و زنده بودن خورشید كه بدون آن حیات نخواهد بود) را بدهد، زیرا كه به زعم آنان در این شب، تاریكی و سیاهی در اوج خود است.
خور روز (دی گان)- یكم دی ماه- در ایران باستان در عین حال روز برابری انسان ها بود. در این روز همگان از جمله شاه لباس ساده می پوشیدند تا یكسان به نظر آیند و كسی حق دستور دادن به دیگری را نداشت و كارها داوطلبانه انجام می گرفت، نه تحت امر. در این روز جنگ كردن و خونریزی، حتی كشتن گوسفند و مرغ هم ممنوع بود. این موضوع را نیروهای متخاصم ایرانیان می دانستند و در جبهه ها رعایت می كردند و خونریزی موقتاً قطع می شد و بسیار دیده شده كه همین قطع موقت جنگ، به صلح طولانی و صفا انجامیده بود.

بقيه در ادامه مطلب


ادامه مطلب
[+] نوشته شده توسط niksms در پنج‌شنبه 24 آذر 1390 در ساعت 00:06 | ارسال نظر(1) |
شب یَلدا یا شب چلّه

شب یَلدا یا شب چلّه بلندترین شب سال در نیم‌کره شمالی زمین است. این شب به زمان بین غروب آفتاب از ۳۰ آذر (آخرین روز پاییز) تا طلوع آفتاب در اول ماه دی (نخستین روز زمستان) اطلاق می‌شود. ایرانیان و بسیاری از دیگر اقوام شب یلدا را جشن می‌گیرند.
این شب در نیم‌کره شمالی با انقلاب زمستانی مصادف است و به همین دلیل از آن زمان به بعد طول روز بیش‌تر و طول شب کوتاه‌تر می‌شود.

اين مطلب شامل:

واژه «یلدا» ، پیشینهٔ جشن ، تأثیر یلدا در جشن‌های دیگر اقوام ، جشن یلدا و عادات مرسوم در ایران

براي مطالعه کامل مطالب بالا  ادامه مطلب را ببينيد


ادامه مطلب
[+] نوشته شده توسط niksms در چهارشنبه 23 آذر 1390 در ساعت 23:25 | ارسال نظر(0) |
اس ام اس شب يلدا

شده یلدا مقارن با محرم  
نمی دانم بخندم یا بگریم
مبارک، تسلیت عید و عزاتان
پس از شادی بخور یک ذره هم غم!
-*-*-*-*-*-*
ما منتظر صبح شب یلداییم
دستی به دعا تا فرج فرداییم . . .
-*-*-*-*-*-*
بدو که روز کوتاهه / پائیز آخر راهه
هندونه رو آوردی؟ / جوجه هاتو شمردی ؟
زمستون میشه فردا / مبارک باشه یلدا !
-*-*-*-*-*-*
تو دلداری چو من دیوونه داری / تو مجنونی چو من بی خونه داری
شب یلدا مرا دعوت کن ای دوست / اگه تو یخچالت هندونه داری !

بقيه در ادامه مطلب


ادامه مطلب
[+] نوشته شده توسط niksms در چهارشنبه 23 آذر 1390 در ساعت 22:58 | ارسال نظر(0) |
دانلودمداحي لري-خرم آبادي

 دانلود حدود 50 قطعه مداحي لري از مشهورترين مداحان لرستان:

مرحوم حاج حبیب ، ایرج موسوی ، غلام سبزعلی ،

داریوش رحیمی، جعفر شیرزاد ، علی جهان آرا، قهرمانی،

رضا موسیوند ، حسین سهرابی ، سید باقر موسوی، يادگاري


لينک دانلود در ادامه مطلب

 

 


ادامه مطلب
[+] نوشته شده توسط niksms در یکشنبه 06 آذر 1390 در ساعت 20:06 | ارسال نظر(0) |

درباره وبلاگ

به وبلاگ من خوش آمدید.
آخرين مطالب
آرشيو
خرداد 1391
بهمن 1390
دی 1390
آذر 1390
آبان 1390
مهر 1390
شهریور 1390
مرداد 1390
تیر 1390
خرداد 1390
آمار
روز بخير كاربر مهمان!
آمار بازديدها:
افراد آنلاين:
تعداد بازديدها: 1848

مدير سايت :
نيک انديش
لينكستان
[Link_Title]

قالب هاي نازترين

بهترين سرويس وبلاگ دهي

وبلاگ دهي LoxBlog.Com


لينكدوني

[Link_Title]

آرشيو پيوندهاي روزانه


CopyRight| 2009 , 2943.LoxBlog.com , All Rights Reserved
Powered By Blogfa | Template By: LoxBlog.Com

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران