عضويت در وبلاگ
منوي اصلي
صفحه نخست
پست الکترونيک
آرشيو مطالب
فهرست مطالب وبلاگ
پروفايل
موضوعات
جالب و ديدني
حيوانات
مداحي
کليپ تصويري
کليپ صوتي
بازي رايانه اي
تست هاي روانشناسي
تست هوش،معما،چيستان
سرگرمي
ضرب المثل
مطالب جالب و خواندني
سه بعدي
پوستر
طنز،خنده دار،باحال
تاريخي
منظره
عکس
بازي و نرم افزارموبايل
نرم افزارکاربردي
نرم افزارمذهبي
دانلود
تصاويرطنز
مطالب طنز
طنز
علمي
شعر
تاريخي
مذهبي
کتابخانه
اشعارنو
اشعارکلاسيک
اشعار
سرکاري
حکيمانه
مناسبتي
عاشقانه
اس ام اس
اضافات

طراح قالب

Template By: NazTarin.Com

تبليغات

نتيجه تبعيض بين خانمها!!!

تصوير کامل در ادامه مطلب


ادامه مطلب
[+] نوشته شده توسط niksms در یکشنبه 22 خرداد 1390 در ساعت 16:56 | ارسال نظر(0) |
چند اس ام اس باحال

بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar22.com

غضنفر تو جهنم بشکن میزده بهش میگن چی شده ؟ میگه پروندم گم شده

 * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * 

آب حیاتی پدر سوخته
حب نباتی  پدر سوخته
وه که چه خوشمزه و شیرین لبی 
 چون شکلاتی پدر سوخته
 پدر سوخته... پدر پدر پدر سوختتو در میارم
 

 * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * 
از مهمترین مزیتهای زندگی در کانون گرم خانواده نسبت به زندگی مجردی، تقسیم پشه ها بین اعضای خانوادست..
 
  * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * 
 
 به خدا سوگند  اگر ماه را در دست راستم و خورشید را دست چپم قرار دهید .
.
.
.
.
حس درس نیستتتتت!


 * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * 
یارو میره یخ بخره پول کم میاره به یخ دست میزنه میگه از این سردتر نداری؟
 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * 
 
 
فصل عینک دودی بر همه ی هیزان عزیز مبارک. با آسودگی همه جای طرف را دید بزنید در حالیکه سرتان در آن راستا نیست
انجمن هیزان مجرب و مجرد
 

 * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * 
تابلو هلال احمر رو به غضنفر نشون میدن میگن معنی این تو جاده چیه؟ میگه به ماه مبارک رمضان نزدیک میشوی

 * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *  

 غضنفر پسرش کور به دنیا میاد... اسمشو میزاره حیدر مریم زاده
 
  * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * 
 
ﻣﯿﺮﯼ ﺧﻮﺩﮐﺎﺭ ﺑﯿﮏ
ﻣﯽﺧﺮﯼ۱۰۰ﺗﻮﻣﻦ،
ﻭﻟﯽ ﻻﮎ ﻏﻠﻂﮔﯿﺮ۸۰۰ﺗﻮﻣﻦ.
ﺗﻮ ﺍﯾﻦ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺣﺘﯽ ﺭﻭ ﮐﺎﻏﺬ ﻫﻢ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﮐﻨﯽ
ﺑﺮﺍﺕ ﮔﺮﻭﻥ ﺗﻤﻮﻡ ﻣﯽﺷﻪ.
...ﭘﺲ ﺩﻗﺖ ﮐﻦ
دقت کن
 * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * 

غضنفر تور انداخته بود رو آسفالت ماهی بگیره بهش گفتن: چقدر خری، اینجا ماهی نیست!!!! غضنفر میگه: من خر،!!این حیف نونو چی میگی، یک ساعته وایستاده ازم ماهی بخره !!!

 
 * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *  
 غضنفر زنگ میزنه مطب  میگه متخصص پوست؟ منشی میگه بله عضنفر میگه  پوست بز چند میخرین؟
[+] نوشته شده توسط niksms در یکشنبه 22 خرداد 1390 در ساعت 16:40 | ارسال نظر(0) |
اشعاري ازقيصرامين پور

حرف‌های ما هنوز ناتمام ....
تا نگاه می‌کنی :
وقت رفتن است

باز هم همان حکایت همیشگی!
پیش از آن‌که با خبر شوی
لحظه‌ی عزیمت تو ناگزیر می‌ شود
آی .....
ای دریغ و حسرت همیشگی

ناگهان
چقدر زود
دیر می‌شود!


*****************

 

اما
با این همه
تقصیر من نبود
که با این همه...
با این همه امید قبولی
در امتحان سادهْ تو رد شدم

اصلاً نه تو ، نه من!
تقصیر هیچ کس نیست

از خوبی تو بود
که من
بد شدم!

 

*******************

 

 
گفتی: غزل بگو! چه بگویم؟ مجال کو؟
شیرین من، برای غزل شور و حال کو؟

پر می زند دلم به هوای غزل، ولی
گیرم هوای پر زدنم هست، بال کو
 

گیرم به فال نیک بگیرم بهار را
چشم و دلی برای تماشا و فال کو
 

تقویم چارفصل دلم را ورق زدم
آن برگهای سبزِِ سرآغاز سال کو؟

رفتیم و پرسش دل ما بی جواب ماند
حال سؤال و حوصله قیل و قال کو؟
قیصر امین ‌پور

[+] نوشته شده توسط niksms در پنج‌شنبه 19 خرداد 1390 در ساعت 11:56 | ارسال نظر(0) |
اشعاري ازسهراب سپهري

قایقی خواهم ساخت
خواهم انداخت به آب.
دور خواهم شد از این خاک غریب
که در آن هیچ کسی نیست که در بیشه عشق
قهرمانان را بیدار کند.

قایق از تور تهی

و دل از آروزی مروارید،
همچنان خواهم راند
نه به آبیها دل خواهم بست
نه به دریا ـ پریانی که سر از آب بدر می آرند
و در آن تابش تنهایی ماهی گیران
می فشانند فسون از سر گیسوهاشان

همچنان خواهم راند

همچنان خواهم خواند
«دور باید شد، دور.
مرد آن شهر، اساطیر نداشت
زن آن شهر به سرشاری یک خوشه انگور نبود
هیچ آئینه تالاری، سرخوشیها را تکرار نکرد
چاله آبی حتی، مشعلی را ننمود
دور باید شد، دور
شب سرودش را خواند،
نوبت پنجره هاست.»
همچنان خواهم راند
همچنان خواهم خواند

پشت دریاها شهری ست

که در آن پنجره ها رو به تجلی باز است
بامها جای کبوترهایی است، که به فواره هوش بشری می نگرند
دست هر کودک ده ساله شهر، شاخه معرفتی است
مردم شهر به یک چینه چنان می نگرند
که به یک شعله، به یک خواب لطیف

خاک موسیقی احساس تو را می شنود

و صدای پر مرغان اساططیر می آید در باد

پشت دریا شهری ست

که درآن وسعت خورشید به اندازه چشمان سحرخیزان است
شاعران وارث آب و خرد و روشنی اند.

پشت دریاها شهری ست!

قایقی باید ساخت .

******************

پیغام ماهی ها

رفته بودم سر حوض
تا ببینم شاید، عكس تنهایی خود را در آب
آب در حوض نبود.
ماهیان می گفتند:
((هیچ تقصیر درختان نیست.
ظهر دم كرده تابستان بود،
پسر روشن آب، لب پاشویه نشست
و عقاب خورشید، آمد او را به هوام برد كه برد.
***
به درك راه نبردیم به اكسیژن آب.
برق از پولك ما رفت كه رفت.
ولی آن نور درشت،
عكس آن میخك قرمز در آب
كه اگر باد می آمد دل او، پشت چین های تغافل می زد،
چشم ما بود.
روزنی بود به اقرار بهشت.
***
تو اگر در تپش باغ خدا را دیدی، همت كن
و بگو ماهی ها، حوضشان بی آب است.))
***
باد می رفت به سر وقت چنار.
من به سر وقت خدا می رفتم.

******************************

درفلق بود که پرسيد سوار
اسمان مکثی کرد.
رهگذر شاخه نوری که به لب داشت به تاريکی شن ها بخشيد.
وبه انگشت نشان داد سپيداری وگفت.
نرسيده به درخت،
کوچه باغی است که از خواب خدا سبز تر است
ودر ان عشق به اندازه پرهای صداقت ابی است.
ميروی تا ته ان کوچه که از پشت بلوغ، سر بدر می ارد،
پس به سمت گل تنهائی می پیچی،
دو قدم مانده به گل،
پای فواره جاويد اسا طير زمين می مانی
وتو را ترسی شفاف فرا می گیرد.
در صميمیت سيال فضا، خش خشی می شنوی.
کودکی می بينی
رفته از کاج بلندی بالا، جوجه بردارد از لانه نور
وازاو می پرسی

خانه دوست کجاست ؟

باغی سبز کجاست؟


سهراب سپهری

[+] نوشته شده توسط niksms در پنج‌شنبه 19 خرداد 1390 در ساعت 11:42 | ارسال نظر(0) |
علی ای همای رحمت تو چه آیتی خدا را


علی ای همای رحمت تو چه آیتی خدا را

که به ماسوا فکندی همه سایه هما را

دل اگر خداشناسی همه در رخ علی بین

به علی شناختم به خدا قسم خدا را

به خدا که در دو عالم اثر از فنا نماند

چو علی گرفته باشد سر چشمه بقا را

مگر ای سحاب رحمت تو بباری ارنه دوزخ

به شرار قهر سوزد همه جان ماسوا را

برو ای گدای مسکین در خانه علی زن

که نگین پادشاهی دهد از کرم گدا را

بجز از علی که گوید به پسر که قاتل من

چو اسیر تست اکنون به اسیر کن مدارا

بجز از علی که آرد پسری ابوالعجائب

که علم کند به عالم شهدای کربلا را

چو به دوست عهد بندد ز میان پاکبازان

چو علی که میتواند که بسر برد وفا را

نه خدا توانمش خواند نه بشر توانمش گفت

متحیرم چه نامم شه ملک لافتی را

بدو چشم خون فشانم هله ای نسیم رحمت

که ز کوی او غباری به من آر توتیا را

به امید آن که شاید برسد به خاک پایت

چه پیامها سپردم همه سوز دل صبا را

چو تویی قضای گردان به دعای مستمندان

که ز جان ما بگردان ره آفت قضا را

چه زنم چونای هردم ز نوای شوق او دم

که لسان غیب خوشتر بنوازد این نوا را

«همه شب در این امیدم که نسیم صبحگاهی

به پیام آشنائی بنوازد آشنا را»

ز نوای مرغ یا حق بشنو که در دل شب

غم دل به دوست گفتن چه خوشست شهریارا

شهريار

[+] نوشته شده توسط niksms در پنج‌شنبه 19 خرداد 1390 در ساعت 11:39 | ارسال نظر(0) |
مرغ سحر

مرغ سحر ناله سر کن

داغ مرا تازه‌تر کن
 
زآه شرربار این قفس را

برشکن و زیر و زبر کن

بلبل پربسته! ز کنج قفس درآ

نغمهٔ آزادی نوع بشر سرا

وز نفسی عرصهٔ این خاک توده را

پر شرر کن

ظلم ظالم، جور صیاد
 
آشیانم داده بر باد

ای خدا! ای فلک! ای طبیعت!
شام تاریک ما را سحر کن

نوبهار است، گل به بار است
 
ابر چشمم ژاله‌بار است

این قفس چون دلم تنگ و تار است

شعله فکن در قفس، ای آه آتشین!

دست طبیعت! گل عمر مرا مچین
 
جانب عاشق، نگه ای تازه گل! از این
بیشتر کن
مرغ بیدل! شرح هجران مختصر، مختصر، مختصر کن

عمر حقیقت به سر شد

عهد و وفا پی‌سپر شد

نالهٔ عاشق، ناز معشوق
هر دو دروغ و بی‌اثر شد

راستی و مهر و محبت فسانه شد
قول و شرافت همگی از میانه شد

از پی دزدی وطن و دین بهانه شد

دیده تر شد

ظلم مالک، جور ارباب
 
زارع از غم گشته بی‌تاب
ساغر اغنیا پر می ناب
جام ما پر ز خون جگر شد

ای دل تنگ! ناله سر کن
از قویدستان حذر کن

از مساوات صرفنظر کن
ساقی گلچهره! بده آب آتشین
پردهٔ دلکش بزن، ای یار دلنشین!

ناله برآر از قفس، ای بلبل حزین!
کز غم تو، سینهٔ من پرشرر شد

کز غم تو سینهٔ من پرشرر، پرشرر، پرشرر شد

ملک‌الشعرای بهار

[+] نوشته شده توسط niksms در پنج‌شنبه 19 خرداد 1390 در ساعت 11:35 | ارسال نظر(0) |
اشعاري از هاتف اصفهاني

سوی خود خوان یک رهم تا تحفه جان آرم تو را
جان نثار افشان خاک آستان آرم تو را


از کدامین باغی ای مرغ سحر با من بگوی
تا پیام طایر هم آشیان آرم تو را


من خموشم حال من می‌پرسی ای همدم که باز
نالم و از ناله‌ی خود در فغان آرم تو را


شکوه از پیری کنی زاهد بیا همراه من
تا به میخانه برم پیر و جوان آرم تو را


ناله بی‌تاثیر و افغان بی‌اثر چون زین دو من
بر سر مهر ای مه نامهربان آرم تو را


گر نیارم بر زبان از غیر حرفی چون کنم
تا به حرف ای دلبر نامهربان آرم تو را


در بهار از من مرنج ای باغبان گاهی اگر
یاد از بی برگی فصل خزان آرم تو را


خامشی از قصه‌ی عشق بتان هاتف چرا
باز خواهم بر سر این داستان آرم تو را

*************

تو ای وحشی غزال و هر قدم از من رمیدن‌ها
من و این دشت بی‌پایان و بی‌حاصل دویدن‌ها


تو و یک وعده و فارغ ز من هر شب به خواب خوش
من و شب‌ها و درد انتظار و دل طپیدن‌ها


نصیحت‌های نیک اندیشیت گفتیم و نشنیدی
چها تا پیشت آید زین نصیحت ناشنیدن‌ها


پر و بالم به حسرت ریخت در کنج قفس آخر
خوشا ایام آزادی و در گلشن دویدن‌ها


کنون در من اگر بیند به خواری و غضب بیند
کجا رفت آن به روی من به شوق از شرم دیدن‌ها


تغافل‌های او در بزم غیرم کشته بود امشب
نبودش سوی من هاتف گر آن دزدیده دیدن‌ها

 

هاتف اصفهاني

[+] نوشته شده توسط niksms در پنج‌شنبه 19 خرداد 1390 در ساعت 11:28 | ارسال نظر(0) |
اين کيست اين , اين کيست اين

اين کيست اين , اين کيست اين

اين کيست اين , اين کيست اين اين يوسف ثانيست اين
خضر است و الياس اين مگر، يا آب حيوانيست اين

اين باغ روحانيست اين، يا بزم يزدانيست اين
سرمه سپاهانيست اين ،يا نور سبحانيست اين

اين جان جان افزاست اين، يا جنت الماواست اين
ساقی خوب ماست اين، يا باده جانيست اين

تنگ شکر را ماند اين , سودای سر را ماند اين
اين سيم و زر را ماند اين , شادی و آسانيست اين

رَستم من از خوف و رجاء , عشق از کجا خوف از کجا
ای خاک بر شرم و حيا , هنگام پيشانيست اين

ای مطرب داوود دم , آتش بزن در رخت غم
بردار بانگ زير و بم , هنگام سرخوانيست اين

مست و پريشان توام , موقوف فرمان توام
اسحاق و قربان توام , کين عيد قربانيست اين

گل های سرخ و زرد بين , آشوب بردابرد بين
در قعر دريا گرد بين , موسی عمرانيست اين

هر جسم را جان می کند , جان را خدادان می کند
داد سليمان مي کند يا حکم ديوانيست اين

گويي شوی بی دست و پا , چوگان او پايت شود
در پيش سلطان می دوی , کين سير ربانيست اين

خورشيد افشان می رسد , مست و پريشان می رسد
با گوی و چوگان می رسد , سلطان ميدانيست اين

آن آب باز آمد به جو , بر سنگ زن اکنون سبو
سجده کن و چيزی مگو , کين سر ربانيست اين

ای مطرب داوود دم , آتش بزن در رخت غم
بردار بانگ زير و بم , هنگام سرخوانيست اين

بسم الله ای روح البقا , بسم الله ای شيرين لقا
بسم الله ای شمس الضحی , بسم الله ای عين اليقين


** مولانا جلال الدين رومي **


[+] نوشته شده توسط niksms در پنج‌شنبه 19 خرداد 1390 در ساعت 11:24 | ارسال نظر(0) |
الا يا ايهاالساقي

الا يا ايهاالساقي

الا یا ایها الساقی ادر کاسا و ناولها
که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکل‌ها

به بوی نافه‌ای کاخر صبا زان طره بگشاید
ز تاب جعد مشکینش چه خون افتاد در دل‌ها

مرا در منزل جانان چه امن عیش چون هر دم
جرس فریاد می‌دارد که بربندید محمل‌ها


به می سجاده رنگین کن گرت پیر مغان گوید
که سالک بی‌خبر نبود ز راه و رسم منزل‌ها

شب تاریک و بیم موج و گردابی چنین هایل
کجا دانند حال ما سبکباران ساحل‌ها

همه کارم ز خود کامی به بدنامی کشید آخر
نهان کی ماند آن رازی کز او سازند محفل‌ها

حضوری گر همی‌خواهی از او غایب مشو حافظ
متی ما تلق من تهوی دع الدنیا و اهملها

** حافظ **

[+] نوشته شده توسط niksms در پنج‌شنبه 19 خرداد 1390 در ساعت 11:21 | ارسال نظر(0) |
جانا حديث عشقت .....

جانا حديث عشقت .....

جانا، حدیث شوقت در داستان نگنجد               رمزی ز راز عشقت در صد بیان نگنجد


جولانگه جلالت در کوی دل نباشد                  خلوتگه جمالت در جسم و جان نگنجد


سودای زلف و خالت جز در خیال ناید                  اندیشه‌ی وصالت جز در گمان نگنجد


در دل چو عشقت آید، سودای جان نماند      در جان چو مهرت افتد، عشق روان نگنجد


دل کز تو بوی یابد، در گلستان نپوید                 جان کز تو رنگ بیند، اندر جهان نگنجد


پیغام خستگانت در کوی تو که آرد؟                         کانجا ز عاشقانت باد وزان نگنجد


آن دم که عاشقان را نزد تو بار باشد              مسکین کسی که آنجا در آستان نگنجد


خشای بر غریبی کز عشق تو بمیرد                   وآنگه در آستانت خود یک زمان نگنجد

جان داد دل که روزی کوی تو جای یابد                نشناخت او که آخر جایی چنان نگنجد


آن دم که با خیالت دل راز عشق گوید                 گر جان شود عراقی، اندر میان نگنجد


** فخرالدين عراقي **
 

[+] نوشته شده توسط niksms در پنج‌شنبه 19 خرداد 1390 در ساعت 11:18 | ارسال نظر(0) |
درباره وبلاگ

به وبلاگ من خوش آمدید.
آخرين مطالب
آرشيو
خرداد 1391
بهمن 1390
دی 1390
آذر 1390
آبان 1390
مهر 1390
شهریور 1390
مرداد 1390
تیر 1390
خرداد 1390
آمار
روز بخير كاربر مهمان!
آمار بازديدها:
افراد آنلاين:
تعداد بازديدها: 1848

مدير سايت :
نيک انديش
لينكستان
[Link_Title]

قالب هاي نازترين

بهترين سرويس وبلاگ دهي

وبلاگ دهي LoxBlog.Com


لينكدوني

[Link_Title]

آرشيو پيوندهاي روزانه


CopyRight| 2009 , 2943.LoxBlog.com , All Rights Reserved
Powered By Blogfa | Template By: LoxBlog.Com

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران