زنمثل تلويزيونه دوست دختر مثل موبايل تو خونه تلويزيونتماشا ميكني وقتي ميري بيرونموبايلتو ميبري وقتي پول نداشتهباشي تلويزيون خونه ات رو ميفروشيوقتي پول بدست مياري گوشي موبايل رو عوض ميكني بعضي وقتها ازتلويزيون لذت ميبرياما بيشتر اوقات با موبايل بازي ميكني تلويزيون برايتمام عمرت مجانيه اما اگه قبضموبايل رو پرداخت نكني ارائه خدمات متوقف ميشه تلويزيون بزرگ وگنده است و معمولا كهنه اما موبايل خوشگلو باريك و خوشدسته و هميشه ميشه همه جا با خودت ببريش معمولا هزينهاستفاده از تلويزيون منطقي و قابل قبوله اما هزينهاستفاده از موبايل زياده و هميشه هم بدهكاري تلويزيون كنترلاز راه دور دارهاما موبايل نداره و مهمترين نكته اينكه موبايل وسيله ارتباطي دوطرفه است صحبت كردن و گوشدادن اما فقط بايد بهتلويزيون گوش بدي (چه بخواهي چه نخواهي) و آخرين نكته اينكه تلويزيون ويروس ندارهاما موبايل .....داره!!!!!
[+] نوشته
شده توسط niksms در جمعه 13 خرداد 1390 در ساعت12:00 |
ارسال نظر(0)
|